شمارهٔ ۳۶

غزلیات

باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
زیرا که تو شمعی و صفا در قدم توست

امیّد قبولِ همه بر حاصل خویش است
بی حاصلی ما به امید کرم توست

دل را ز غم چشم خوشت حال خراب است
وین طرفه که او را به چنین حال غم توست

ما مفلس عشقیم و گدایی صفت ماست
تو شاه جهانی و دو عالم علم توست

ای صبح چو بگذشت شب هجر خیالی
برخیز و به شادی نفسی زن که دم توست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}