شمارهٔ ۷۹

غزلیات

گریهٔ خون سرِ ره بر منِ درویش گرفت
عاقبت اشک طریق عجبی پیش گرفت

تا چرا نیش غمت تیز گذشت از جگرم
جگر ریش مرا هست توان بیش گرفت

با غم و درد دل و جان چو مدارا کردند
ناوک تو طرف جان و دل ریش گرفت

تا شکستی نرسد از طرف محتسبش
دم به خود برد صراحی و سر خویش گرفت

خیر شد عاقبت کار خیالی در عشق
تا کم این خردِ عاقبت‌اندیش گرفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}