شمارهٔ ۹۸

غزلیات

آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
خود را به تو هر نوع که بودند نمودند

اهل نظر از آینهٔ وحدت از آن پیش
حیران تو بودند که موجود نبودند

تا چشم دل از غیر تماشای تو عشّاق
بستند، نقاب از رخِ مقصود گشودند

شک نیست که سودازدگان تا به ارادت
سودند سری بر قدمت در سر سودند

تا دل بربایند نمودند رخ خوب
خوبان به طریقی که نمودند ربودند

راهی به عدم جوی خیالی ز دهانش
بر رغم کسانی که گرفتار وجودند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}