شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
مهر رخ تو گوی لطافت زماه برد

دل هرکجا که رفت به دعویِّ عشق تو
با خویشتن نفیر و فغان را گواه برد

از ما قرار و صبر و دل و دین مدار چشم
کاین جمله چشم شوخ تو در یک نگاه برد

این آب روی بس که سرشک ندامتم
خواهد ز لوح چهره غبار گناه برد

از گمرهی تمام خیالی گذشته بود
بازش خیال نرگس مستت ز راه برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}