شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند
صفت نافهٔ چین فکر خطا می‌داند

با من آن غمزهٔ پُرفتنه چه‌ها کرد و هنوز
در فن خویش چه گویم که چه‌ها می‌داند

زلف مشکینِ تو با آن که پریشان‌حال است
مو به مو حال پریشانی ما می‌داند

حالیا سوختهٔ آتش هجریم و هنوز
چه شود عاقبت کار خدا می‌داند

بازم از غصه درون خون شد و زین بیرون نیست
که نمی‌داند از آن لعل تو یا می‌داند

بادپیمای خیالی به هوای قد توست
تو گر آگه نیی ای سرو صبا می‌داند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}