شمارهٔ ۲۱۱ - استقبال از کمال خجندی

غزلیات

کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
چگونه عقل رمیده عنان نگه دارد

گشاد روی تو درهای رحمت است و خطت
به نام طالع من نامهٔ سیه دارد

چه طرفه هندوی شوخی ست چشم او یا رب
که مست و گوشهٔ محراب خوابگه دارد

به زیر زلفِ سیه آفتاب روی تو را
همان صفاست که در شب چراغ مه دارد

بهانهٔ کرمت طاعتی ست هر کس را
ولیک بنده خیالی همین گنه دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}