شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
چه گفت شمع به رویت که سر بریدندش

ز دیده دوش چه دیدند سایلان سرشک
که یک به یک همه بر روی می دویدندش

بنفشه سبزهٔ خطّ تو را پریشان گفت
بدین گناه زبان از قفا کشیدندش

رخ تو برد دلم را و مردمان دیدند
به مردمی که در این حال خوب دیدندش

گرفته بود دو چشم تو بر خیالی راه
که گیسوان تو نیز از قفا رسیدندش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}