شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندی

غزلیات

شمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل
که مرا نیز بر احوال تو می‌سوزد دل

سرورا در غم هجر تو ز بس گریه و آه
عمر بر باد شد و پای فرو رفت به گل

غنچه بر نقش دهان تو به ده دل نگران
گل سیراب ز روی تو به صد روی خجل

عاشق صورت مطبوع تو را نیست خبر
کز چه آب است و چه گِل صورت خوبان چگل

اشک بر خاک درت می رود و دارم چشم
کز درِبار تو محروم نگردد سایل

گفتم از مشکل عشق تو خیالی به فسون
جان تواند که بَرَد؟ گفت چه دانم مشکل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}