شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم
که شرمسارم و عذر گناه می‌خواهم

گناه بار گران است و راه عشق
مدد ز همّت مردان راه می‌خواهم

گدای در به در از بهر آن شدم که ز بخت
قبول حضرت این بارگاه می‌خواهم

مرا مپرس کز این آستان چه می‌خواهی
غریب بی‌ره و رویم پناه می‌خواهم

ز خواست چیست خیالی مرادِ تو گفتی
وصال توست نه مال و نه جاه می‌خواهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}