شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
پی رضای تو رفتم گناهکار شدم

به اختیار غلامیّ حضرتت کردم
که بر ولایت دل صاحب اختیار شدم

ز بیم جرم پراکنده حال بودم لیک
چو فیض لطف تو دیدم امیدوار شدم

به بازی سر زلفت دل پریشانم
قرار بست و من از غصه بیقرار شدم

گذار تا ز هوای تو دم زنم نفسی
که از تصوّر خاک درت غبار شدم

مرا به عهد جوانان ز عشق حاصل کار
همین بس است خیالی که پیر کار شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}