شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربی

غزلیات

من که از دیدهٔ معنی به رخت می‌نگرم
چشم دارم که نرانی چو سرشک از نظرم

آه کز حسرت مهر رخ تو می ترسم
که بسوزد عَلَم صبح ز آه سحرم

اثری بیش نماند از من خاکی دریاب
ورنه بسیار بجویی و نیابی اثرم

ای دل از بادهٔ لعلش مطلب کام که من
تا از این می خبری یافته ام بی خبرم

تا نگویند دگر کرد خیالی از یار
نیست جز فکر خیال تو خیالی دگرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}