شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
هردم گل وفایش می روید از گِل من

فردا که در حسابی آید حصول هرکس
جز رنج و غصّه نبوَد از عشق حاصل من

از سرّ غیب عمری جستم نشان و آخر
در نقطهٔ دهانش حل گشت مشکل من

گفتم که بر دل من چندین جفا مکن، گفت
چندین مگوی آخر من دانم و دل من

آن لحظه با خیالی مقصود رخ نماید
کآیینهٔ جمالش باشد مقابل من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}