شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

ای به حُسن آفتاب چاکر تو
کیست مه تا شود برابر تو

گرنه چشم تو ساحرست چرا
عالم حُسن شد مسخّر تو

ای سرشک آب روی من بر خاک
چند ریزی که خاک بر سرتو

غم همی خور دلا چو می دانی
که جز این طمعه نیست در خور تو

گفته ای بر درم خیالی کیست
در طریق وفا سگ در تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}