شمارهٔ ۳۲۷

غزلیات

دلیر آن است که در دیده بود منزل او
خوب دیده ست گر آن ماه بخواهد دل او

مشکلی گر شود از جانب زلفش دل را
نگشاید به جز از باد کسی مشکل او

اگر از رنج طلب در ره او طالب را
وصل حاصل نشود پس چه بود حاصل او

هرکس از عشق به توفیق هدایت نرسد
جز شهیدی که غم یار بود قاتل او

هرکه روزی به تمنای رخش خاک شود
گُل رحمت بدمد تا به ابد از گِل او

جان بدادی به غم یار خیالی لیکن
نقد جان نیست متاعی که بود قابل او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}