شمارهٔ ۳۴۱

غزلیات

ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی
ز آنروی که بسیار دویدی تو در این کوی

هرچند که گل از طرف حُسن به برگ است
او نیز کم است از رخ خوب تو به صد روی

غم نیست ز دشنام رقیبان چو نهانی
بسیار نظرهاست سگت را به دعاگوی

گویم صفت نکهت زلف تو و لیکن
ترسم که از این قصّه برد باد صبا بوی

گر غارت دلها کند آن طرّه خیالی
با او بدر آویز از اینها سر یک موی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}