شمارهٔ ۳۴۶

غزلیات

ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی
وز در صدق درآ تا به صفایی برسی

تا نبندی به قبول نفس اوّل کمری
نیست ممکن که تو چون نی به نوایی برسی

گر به همراهی دردش قدمی پیش نهی
زود باشد که به تشریف دوایی برسی

چست برخیز چو ذرّه به طلب رقص کنان
تا که در حضرت خورشید لقایی برسی

این خیالی ست خیالی که به سر منزل قرب
بی قبول نظرِ راهنمایی برسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}