شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی
ولی باشد که با ما خوش برایی

دلم با تو از آن رو آشنا شد
که باشد آشنایی روشنایی

اگر حیران نیی در قدّش ای سرو
چرا پا در گِل و سر در هوایی

مزن ای ماه نو با ابرویش لاف
که بسیاری از او کم می نمایی

به قدر هرکسی حق تحفه یی داد
تو را شاهی خیالی را گدایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}