شمارهٔ ۳۶۵

غزلیات

شد باز به دیدار سحر چشم جهانی
بیدار نشد بخت عجب خواب گرانی

ما را خبر از محنت و اندوه زمانه
وقت است که بی یاد تو باشیم زمانی

شک نیست که طفل ره ارباب طریق است
پیری که نگفته است ارادت به جوانی

تا دیده چه نامحرمیی دید ز اشکم
کز خانهٔ مردم به درش کرد روانی

کس را نبود مایهٔ قدر تو خیالی
گر یار بگوید که سگ ماست فلانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}