شمارهٔ ۳۶۷

غزلیات

گر ای دل بر طریق عذرخواهی
به راهش سر نهادی سر به راهی

کسی قدر رخ و زلفت شناسد
که بشناسد سفیدی از سیاهی

که بخشد روشنی گفتی شبت را
چو گفتی بر تو می ماند که ماهی

چو مه چندین مناز از خرمن حسن
که زود آن فرصتی آید که کاهی

گداییِّ تو می خواهد خیالی
تو گر خواهی و گرنه پادشاهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}