شمارهٔ ۱۵ - از یک قصیده

رشحه

تو آن شهریاری که از آستینت
کشد بر سر خویش خورشید معجر

چو از خون گردان و از گرد میدان
شود دشت دریا شود بحر چون بر

فلک گردد از نوک رمحت مشبک
زمین گردد از نعل رخشت مجدر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}