غزل شمارهٔ ۳۲

غزلیات

حیف که اوقات ما تمام هبا شد
عمر گرانمایه صرف چون و چرا شد

ما حصلی خود نداشت غیر ندامت
حیف ز عمری که صرف مهر و وفا شد

آنکه جمٰال تو دید بی دل و دین گشت
و آنکه وصال تو یافت بی سر و پا شد

یار شد اغیار و روزگار دگر شد
روزی کافر مبٰاد آنچه به ما شد

دین و دلی داشتیم و خاطر جمعی
زلف پریشان و چشم مست بلا شد

غیر نکرد آنچه ما ز خویش کشیدیم
هجر نکرد آنچه روز وصل بما شد

دربدر افتاد و اختیار نماندش
از درت آنکو به اختیار جدا شد

مرگ رضی موجب ملال تو گردید
زنده بلا بس نبود مرده بلا شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}