غزل شمارهٔ ۵۷

غزلیات

دور از و بسکه سوزم و سازم
شده نزدیک آنکه بگدازم

هیچ افسون در او نمیگیرد
آه از دست ترک طنازم

در و دیوار در سماع آیند
ارغنون غمش چو بنوازم

از جمادات شور برخیزد
چون بیادش ترانه آغازم

گر بخونم دمی نپردازد
دل خونین ازو بپردازم

عالم از غم شود، چه میسازد
من که جز با غمش نمیسازم

کو خرابات عاشقان که در او
هر چه دارم ببٰاده در بازم

میکشم گفتهٔ رضی را من
تو مکش زانکه میکشد نازم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}