غزل شمارهٔ ۷۹

غزلیات

این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
با دل آسوده سنگ را نگذاری

با لبش ای لعل ناب در چه حسابی
با رخش ای آفتاب در چه شماری

از تو یکی قطره آب بحر محیط است
و ز تو یکی ذره ز آفتاب هزاری

دین و دل ای پادشاه صورت و معنی
ما بتو دادیم، اختیار تو داری

هیچ تو از روز بازخواست نترسی
هیچ تو شرم از خدا و خلق نداری

دل چو رضی مینهی به درد وداعش
چاره نداری جز آنکه جان بسپاری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}