غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

چه التفات به خار و خس چمن داری
که عار و ننگ ز نسرین و یاسمن داری

تمام سحر و فسونی به دلفریبی خلق
چه احتیاج به زلف و رخ و ذغن داری

مگر تلافی ما در دلت گذشته که باز
هزار عربده با خوی خویشتن داری

خورند خون همه اعضا ز ذوق شمشیرت
مگر به خاطر خود فکر قتل من داری

نشاط و عیش ببزم تو خوشه چینانند
که می قدح قدح و گل چمن چمن داری

چه دوستیست به آن سنگدل رضی دیگر
چه دشمنیست که با جان خویشتن داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}