غزل شمارهٔ ۹۴

غزلیات

درین بوستانم نه هایی نه هویی
درین گلستانم نه رنگی نه بویی

چه کردم چه گفتم چه دیدی که هرگز
نیایی نپرسی نخواهی نجویی

خمارم کجا بشکند جام و باده
به هر حال اگر خم نباشد سبویی

دویدیم چون آب بر روی عالم
ندیدیم در هیچ آب رو‌یی

نکردیم هرگز کسی را سلامی
رسیدیم هرجا، کشیدیم هویی

چه شوری است در سر رضی را ندانم
که پیوسته دارد به خود گفتگویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}