شمارهٔ ۲۸

غزلیات

نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
نگار سرو قد و گلعذار بسیار است

تو گر به من نشوی دوست، دوست، هست بسی
تو گر به من نشوی یار، یار، بسیار است

مکن ز لطف کمم ناامید کز تو مرا
امید در دل امیدوار، بسیار است

در این دیار برای تو مانده ام ورنه
بدهر یار پر است و دیار، بسیار است

هزار خار جفا در دلم شکست از تو
همان به دل ز توام خار خار، بسیار است

ز گاه گاه که یادم کنی تو خوشنودم
که این هم از تو فراموشکار، بسیار است

بشغل عشق ترا شغلها خوش است رفیق
وگرنه شغل فراوان و کار، بسیار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}