شمارهٔ ۳۱

غزلیات

از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
عمرم تمام بر سر آن ره گذشته است

غافل اگر رسیده به راهی که بوده ام
گردیده، تا ز بودنم آگه گذشته است

افزون ز ماه چارده است و همان کجاست
کز عمر او هنوز کم از ده گذشته است

طالع نگو که هر گه از او کرده ام سؤال
نه بر زبانش آری و نه، نه گذشته است

هرگز نگفته کیست بر این رهگذر رفیق
با آنکه بر سرش گه و بیگه گذشته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}