شمارهٔ ۳۵

غزلیات

مرا تا جان بجسم ناتوان است
غم و درد توأم در جسم و جان است

ز لیلی نام و از مجنون نشانیست
ز تو تا نام و از من تا نشان است

مدامم امتحان کردی و بازت
گمان بد بمن ای بدگمان است

چنان در دیده ام گل بی تو خار است
که پندارم نه گل نه گلستان است

چه غم از کینه ی دوران کسی را
که او را چون تو ماه مهربان است

صبوری چون بود آن را که بی تو
به در تن تاب و نه در دل توان است

رفیق از جور و لطف اوست ما را
به این دلخوش اگر این نیست، آن است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}