شمارهٔ ۷۹

غزلیات

غمش جا در دلم تنها ندارد
به یکدل نیست کان غم جا ندارد

فغان کان شوخ بی پروا ز جوری
کشد وز کشتنم پروا ندارد

ز افغانم خبر پنداریش نیست
ز آه من حذر گویا ندارد

گرفتم من ندارد فکر امروز
چرا اندیشه ی فردا ندارد

بسی دیوانه دارد آن پری لیک
چو من دیوانه ای رسوا ندارد

به من آن بی وفا گوید که دارم
سر مهر و وفا، اما ندارد

رفیق از درد او می میرد اما
خبر دارد ز حالش یا ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}