شمارهٔ ۸۳

غزلیات

مرا خاطر از آن بی غم نباشد
که بی غم خاطرم خرم نباشد

به دل دردم نباشد کم ز درمان
به جان داغم کم از مرهم نباشد

چو بستم عهد یاری با تو گفتم
که یاری چون تو در عالم نباشد

ندانستم ترا ای سست پیمان
بنای دوستی محکم نباشد

دلی پنداشتم غیر از دل من
در آن گیسوی خم در خم نباشد

چو دیدم، در همه عالم دلی نیست
که در آن طره ی درهم نباشد

رفیق و غیر، کی بود از حریمت
که آن محروم و این محرم نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}