شمارهٔ ۹۴

غزلیات

فغان که مدعیان از منت جدا کردند
مرا به درد جدائیت مبتلا کردند

به درد مردم و آن کافران سنگین دل
نه رحم بر من و نه شرم از خدا کردند

چو آخرم ز تو می ساختند بیگانه
چرا نخست مرا با تو آشنا کردند

مباد دیدن رویت نصیب آنکس را
که از نظاره ی روی تو منع ما کردند

زسست مهری مه طلعتان فغان کاین قوم
به کس نه مهر نمودند و نه وفا کردند

شهید عشق نخوانند آن شهیدان را
که زیر تیغ ستم فکر خونبها کردند

غریب نیست نکردند رحم اگر به رفیق
ازان گروه که کردند جور تا کردند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}