شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

کی به من رحم دگر خواهی کرد
وقت رحم است اگر خواهی کرد

دلم از حسرت لعلت خون شد
تا کیم خون به جگر خواهی کرد

وه چه فرخنده شبی خواهد بود
که به من نیز نظر خواهی کرد

سوی هر کس نگری دارم چشم
با من آن شب که سحر خواهی کرد

بر گمان از تو جفا چند کشم
که وفا نیز مگر خواهی کرد

چه ضرر این که به هیچم نخری
غایتش هیچ ضرر خواهی کرد

روزگاریست که می نالم کی
آخر ای ناله اثر خواهی کرد

گر نخواهی ز غمش مرد رفیق
صبر بر غم چه قدر خواهی کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}