شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
نیست چندانی که آن مه مهربان من شود

بی تو ای آرام جان تنها به کنج بی کسی
جز خیالت کیست تا آرام جان من شود

خانه ی دل را ز یاد غیر خالی کرده ام
جای آن دارد که یارم میهمان من شود

من که راز عشق را از یار می دارم نهان
مدعی کی آگه از راز نهان من شود

جان دهم از درد پیش او ننالم تا مباد
خاطر او رنجه از آه و فغان من شود

این غزل مقبول اهل طبع می گردد رفیق
گر قبول طبع یار نکته دان من شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}