شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
بگذشت روز و شمع شب تار من نیامد

مه من که بود شمع شب تار من ندانم
که پس ار وفات من چون به مزار من نیامد

ز کنار غیر گفتم به کنارم آید اما
ز کنار او نرفت و به کنار من نیامد

به رهت ز بیقراران بسی آمدند اما
به ره تو بیقراری به قرار من نیامد

نه همین نیامدم من ز پیت که از ضعیفی
ز پی تو آمدن هم ز غبار من نیامد

منم آن ضعیف صیدی که ز ننگ لاغریها
ز شکار افکنان کس به شکار من نیامد

ز وفا رفیق گفتم که به کارم آید اما
که گذشت کارم از کار و به کار من نیامد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}