شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
وزین معنی بسی شرمنده‌ام امروز از رویش

به سرو جویباری ننگرد در بوستان دیگر
به طرف جوی بیند هر که سرو قد دلجویش

من بی‌دل چسان درد دل خود پیش او گویم
رقیب سنگدل زینسان که جا کرده است پهلویش

به پهلویش نشیند مدعی تا چند و من یا رب
نشینم گوشه‌ای از چشم حسرت بنگرم سویش

کند گل پیرهن صد چاک و بلبل در فغان آید
اگر باد صبا روزی سوی گلشن بود بویش

بهشتی عاشقان را نیست چون بوی بتان زاهد
به باغ جنتم چندین مخوان از گلشن کویش

کسی کز یک نگه دل از بر خلقی برد بیرون
چسان جان می‌توان برد از فریب چشم جادویش

ز بس گرمست خوی او رفیق از یاد او امشب
متاع عقل و دینم سوخت، آه از گرمی خوبش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}