شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
به نگاهی شده از چشم سیاهی قانع

صبح تا شام به نظاره ی مهری محظوظ
شام تا صبح به اندیشه ی ماهی قانع

به تمنای رخی بر سر کویی ساکن
به تماشای قدی بر سر راهی قانع

ار به آزردن من هر دم و هر لحظه حریص
من به پرسیدن او گاه به گاهی قانع

نیست قانع دل من با رخش از سبزخطان
هست تا گل نتوان شد به گیاهی قانع

میل نظاره ی ماه فلکم نیست رفیق
که به ماهی شدم از طرف کلاهی قانع

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}