شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

کشد بهر وفا تا کی جفا دل
چو دلبر کاش بودی بی وفا دل

به جورش گر همه عمر آزماید
ندارد دست از آن جور آزما دل

به هر موئی دلی دارم تمنا
که بر هر موی او بندم جدا دل

بکش دست از جفای دل خدا را
ننالد تا ز دستت بر خدا دل

اگر جانان توئی جان را، خوشا جان
اگر دلبر توئی دل را، خوشا دل

تویی در دیده ی نمناک ما نور
توئی در سینه ی غمناک ما دل

ملامت کم کن ای ناصح که اینست
کز آن دلبر که برد از دست ما دل

در این کشور نخواهی دید ازین پس
به دست هیچ کس در هیچ جا دل

رفیق از دیده ام دل در بلا ماند
بود از دیده آری در بلا دل

اگر دل را نبودی ره نما چشم
نبودی در بلاها مبتلا دل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}