شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

باور کس نشود قصه ی بیماری دل
تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل

یار بی رحم و به جان من ز گرفتاری دل
کیست یاران که در این حال کند یاری دل

من و دل زار چنانیم که شب ها نکنند
مردم از زاری من خواب من از زاری دل

دل من روز نیاساید از این چشم پرآب
چشم من شب نکند خواب ز بیداری دل

دل گرانم ز غم دهر بیاور ساقی
قدحی چند می از بهر سبکباری دل

بسکه در زلف تو دلهای پریشان جمعست
شانه را راه در آن نیست ز بسیاری دل

چون نگه دارم از آن رشک پری دل که رفیق
پیش او حد بشر نیست نگهداری دل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}