شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
درون سینه ام چون مرغ بسمل

به وصل او رسیدن سخت دشوار
به هجرش زیستن بسیار مشکل

من بی دست و پا تا چند باشم
ز هجران دست به سر پای در گل

بود عیش من و دل تلخ پیوست
ز حرف تلخ آن شیرین شمایل

از آن لب هر که شد ناکام، گردید
به کامش شهد شیرین زهر قاتل

اگر میل دل تو سوی من نیست
دل من نیست جز سوی تو مایل

بدریائی افتاده در عشق
که نه پایان بود او را نه ساحل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}