شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
به آنکه داده بگیرم بدیگری ندهم

کنم ز روی بتان منع چشم و دل هر دو
به ناز سنگدلی و ستمگری ندهم

دهم به خشک لبی جان و لذت لب خشک
به زمزمی نفروشم به کوثری ندهم

از آن شراب که اندر خم سفالین است
به گنج خانه ی جمشید ساغری ندهم

ز لاله و سمن این دل دمی که نگشاید
چسان به لاله عذار سمنبری ندهم

نهال گلشن عشقم رفیق غیر از مهر
شکوفه ای نکنم جز وفا بری ندهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}