شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

رخ مانند گلبرگ ترش بین
تن از برگ گل نازک ترش بین

لب شیرین تر از شهدش نظر کن
دهان به ز تنگ شکرش بین

به خد چون گل سوریش بنگر
به خط به ز مشک اذ فرش بین

سراپایش همه مطبوع و زیباست
ز سر تا پا و از پا تا سرش بین

شه حسن است و خال و خط سپاهش
سپاهش را نظر کن لشکرش بین

مپرس از من که در خونت که غلتاند
به خون آلوده دست و خنجرش بین

قبای خسروی و تاج شاهی
رفیق آن در برش این بر سرش بین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}