شمارهٔ ۲۶۹

غزلیات

نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
توان و تاب و صبوری نمی توان بی تو

من از تو دور غمین تو جدا ز من خوشدل
تو این چنین بی من و من آنچنان بی تو

بهر زمین که دمی با تو بوده ام اکنون
رسد فغانم از آنجا به آسمان بی تو

ز حرف ناکس و کس باک نیست بی تو مرا
فغان که می کشدم طعن این و آن بی تو

جدا ز جان تن مسکین چگونه می ماند
رفیق دلشده مانده است آنچنان بی تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}