شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
کیست مرد نگه پرفن مردافکن تو

دلربائی نه لباسی است به قد همه کس
این قبا دوخته خیاط ازل بر تن تو

بوی پیراهن یوسف شنود بار دگر
گر به یعقوب رسد نکهت پیراهن تو

تو در آغوشی که آئی که ندارد هرگز
غیر پیراهن تو راه به پیرامن تو

چه بود بهره ی گلچین ز تو ای گلبن ناز
که صبا دست تهی می رود از گلشن تو

تا بگردن همه عشق است دلا وادی عشق
مرو آنجا که بود خون تو بر گردن تو

اگر اینست سخن کس ننهد گوش رفیق
به سخن گفتن بلبل ز سخن گفتن تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}