شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

بخشم از من گذر کردی و رفتی
چه وه بود اینکه سر کردی و رفتی

ز فکر رفتنت آشفته بودم
مرا آشفته تر کردی و رفتی

خبر کردی مرا از رفتن خویش
ز خویشم بی خبر کردی و رفتی

نکرد آن با پدر یوسف ز رفتن
که با من ای پسر کردی و رفتی

چه بد دیدی ز وضع من که با من
چنین قطع نظر کردی و رفتی

نه تنها عزم رفتن کرد جان‌ها
تو چون عزم سفر کردی و رفتی

رفیق و ترک تو کردن محالست
تو ترک او اگر کردی و رفتی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}