شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی
سرو را بندهٔ آن قامت آزاده کنی

رخ نمایی و ربائی دل و گردی پنهان
آدمی زاده ای و کار پریزاده کنی

عمرها شد که به راه توام افتاده که تو
هر به عمری گذری بر من افتاده کنی

گرو باده کن و رهن می ای زاهد چند
فخر از خرقه، مباهات ز سجاده کنی

با گل اندامی و با سرو قدی در چمنی
گر دهد دست که برگ طرب آماده کنی

جهد کن جهد که در پای گل و سایه ی سرو
شیشه خالی ز می و جام پر از باده کنی

باده با ساده رخی نوش که تا همچو رفیق
باده نوشی و تماشای رخ ساده کسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}