شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

تو نامهربان مه همانی که بودی
همان ماه نامهربانی که بودی

مرا آزمودی همه عمر و اکنون
همان در پی امتحانی که بودی

بر آن بودی اول که از در برانی
چو می بینمت بر همانی که بودی

دلم سوختی کاستی جان و بازم
مراد دل و کام جانی که بودی

به تو از وفا من چنانم که بودم
به من از جفا تو چنانی که بودی

همین از تو من تلخکامم وگرنه
تو آن شوخ شیرین زبانی که بودی

رفیق از غم آن جفا جو همانا
شکسته دل و ناتوانی که بودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}