شمارهٔ ۳۲۳

غزلیات

جور با ما می کنی تا می کنی
با که کردی آنچه با ما می کنی

با رقیبان می به مینا می کنی
خون دل در ساغر ما می کنی

می نمایی روی و پنهان می شوی
می بری دل را و حاشا می کنی

وعده ی قتلم به فردا تا به چند
می کن امروز آنچه فردا می کنی

می نشینی چشم بر چشم کسان
چشمه ی چشمم چو دریا می کنی

پیرم اما گر بجوئی در جهان
همچو من کم بنده پیدا می کنی

کس نمی جوید دلی بهر خدا
تا بکی ای دل خدایا می کنی

می گزینی هجر بر وصل ای رفیق
ترک یاران را چه یارا می کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}