شمارهٔ ۳۸

قصاید و قطعات

جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند

خیال رزم تو گر در دل عدو گردد
ز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند

ز عدل تست به هم باز و صعوه را پرواز
ز حکم تست شب و روز را به هم پیوند

به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجل
درخت عمر بداندیش را ز پا افگند

همیشه تا که بود از زمانه نام و نشان
مدام تا که بود گردش سپهر بلند

به بزم عیش و طرب باد نیک‌خواه تو شاد
حسود جاه تو بادا ز غصه زار و نژند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}