رونقی بخارایی
شمارهٔ ۱
اشعار پراکنده
جانی است تیغ شاه، که دید این همه شگفت؟
جانی کزو بود تن و جان همه خراب
لرزان بهجای گوهر در جرم او پدید
جانهای دشمنانش چو ذره در آفتاب
رونقی بخارایی
اشعار پراکنده
جانی است تیغ شاه، که دید این همه شگفت؟
جانی کزو بود تن و جان همه خراب
لرزان بهجای گوهر در جرم او پدید
جانهای دشمنانش چو ذره در آفتاب
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}