از خود رمیده

غزلها - جلد دوم

چو گل ز دست تو جیب دریده‌ای دارم
چو لاله دامن در خون کشیده‌ای دارم

به حفظ جان بلا دیده سعی من بی‌جاست
که پاس خرمن آفت رسیده‌ای دارم

ز سردمهری آن گل چو برگ‌های خزان
رخ شکسته و رنگ پریده‌ای دارم

نسیم عشق کجا بشکفد بهار مرا؟
که همچو لاله دل داغ‌دیده‌ای دارم

مرا ز مردم نااهل چشم مردمی است
امید میوه ز شاخ بریده‌ای دارم

کجاست عشق جگرسوز اضطراب‌انگیز؟
که من به سینه دل آرمیده‌ای دارم

صفا و گرمی جانم از آن بود که چو شمع
شرار آهی و خوناب دیده‌ای دارم

مرا چگونه بود تاب آشنایی خلق؟
که چون رهی دل از خود رمیده‌ای دارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}